۱۰ نکته در روش مطالعه

این مقاله نکاتی را در مورد روش مطالعه‌ی صحیح به نقل از دانشمندان معتبر بررسی می‌کند.ClickHandler.ashx_

۱- به قول آدریل جانسون، خوب کتاب خواندن را نمی‏توان از خواص مادرزادی دانست. برای قرائت، بدون شک پرورش خاصی لازم است.

۲- بهترین روش کتابخوانی در مجموع روشی است که خواننده در این کار بتواند زیبایی‏های چیزی را که می‏خواند دریابد و به هنگام لزوم معایب آن‏ها را بفهمد و این البته از راه پرورش و ممارست‏حاصل می‏گردد.

۳- در معانی کلماتی که برای نخستین بار به آن‏ها بر می‏خورید دقت کنید. بیهوده تصور نکنید که سیاق مطلب آن معانی را برای ما کشف می‏کند. همان زمان بهترین وقت‏برای رفتن به سراغ فرهنگ لغت است.

۴- امیل فاگه، نویسنده فرانسوی، عقیده دارد که باید در خواندن کتاب استقامت داشته باشیم. استقامت لجاجت نیست‏بلکه نوعی بردباری است که ذوق ما را می‏پرورد و درک ما را عمیق می‏کند.

۵- مون تنی، دانشمند شهیر فرانسوی، در باره انتخاب کتاب و روش کتابخوانی نظرهایی بسیار بدیع و زیبا دارد. یکی از این عقاید آن است که برای وصول به عمق معنای یک کتاب خوب باید آن را دوبار بخوانیم و با آن تماس دائمی داشته باشیم. یک اثر پربها ما را مدت‏ها سعادتمند می‏سازد. نمی‏توانیم با یک بار خواندن به این درجه از خوشبختی برسیم; هر چند در این یک‏بار دقت فوق العاده به کار بریم.

۶- همچنین وی معتقد است، اگر بخواهیم از کتابی که خوانده‏ایم نظر صائبی پیدا کنیم باید راجع به آن گفت و گو کنیم. کتب خوب باب گفت‏وگوهای پرثمر را به روی ما می‏گشایند. این همان چیزی است که ما آن را مباحثه می‏نامیم.

۷- در کتاب «۵۰۰ نکته درباره مطالعه‏» آمده است که یکی از روش‏های خوب مطالعه استفاده از یادداشت‏برداری است. فقط توجه کنید که به جای یادداشت، رونویسی نکنید! طرح‏های گوناگون بریزید. نکات مهم یادداشت را برجسته‏تر بنویسید. اگر مطلبی را درک نمی‏کنید، به صورت سؤال یادداشت بردارید.

۸- در کتاب «روش‏های تسریع در خواندن و درک‏» پیشنهاد شده است هنگام مطالعه ابتدا خلاصه مطلب را که اغلب در ابتدای مقاله یا کتاب آمده است، بخوانید. سپس عنوان‏ها و فهرست اجمالی کتاب را مطالعه کنید سپس چند سطر از ابتدای هر عنوان را مطالعه کنید; زیرا مهم‏ترین مطالب معمولا در همین خطوط اولیه هستند. در نهایت‏سایر توضیحات و تفاسیر کتاب را بر اطلاعات خود بیفزایید.

۹- از همان زمان مطالعه، برای به کار بستن آنچه می‏آموزید برنامه‏ریزی کنید. به قول تولد: «مطالعه و عمل نکردن مانند شخم زدن و بذر نپاشیدن است‏».

۱۰- بیکن جمله زیبایی در این باره دارد: «برخی کتب را باید چشید، بعضی دیگر را باید بلعید و قلیلی را هم باید جوید و هضم کرد!

منبع: نور پرتال

۴۰ تجربه از رتبه‌های برتر کنکور

چرا بعضی افراد در کنکور بهترین رتبه‌ها را کسب می‌کنند؟ azmoon
این مقاله حاصل پژوشی است در این مورد تا خصوصیت‌هایی را که موجب این موفقیت می‌شود، بیابیم.

همه‌ی آن‌ها موارد زیر را به ترتیب در موفقیت خود موثر می‌دانند:

۱- برنامه‌ریزی صحیح
۲- تلاش و پشتکار و انگیزه قوی شخصی
۳- نظم در امور
۴- حمایت و پشتیبانی خانواده
۵- رقابت و تشویق به درس خواندن
۶- در امور شخصی و خصوصاً درس خواندن، افرادی پیگیر، منظم و دقیق هستند.
۷- از ثبات شخصیتی برخوردارند.

 

۸- اعتماد به نفس خوبی دارند و در تصمیماتشان ثابت قدمند.
۹- در برخورد با مشکلات، هراسان نمی‌شوند و فعالانه جهت حل آن‌ها گام برمی‌دارند و سعی می‌کنند که از کوچک‌ترین امکان برای حل مسائل درسی‌شان استفاده کنند.
۱۰- آن‌ها تشنه‌ی تفریح و خوشگذرانی نبودند. اما اگر موقعیتی برای تفریح پیش می‌آمد آن را از دست نمی‌داند.
۱۱- تعدادی از آنان تفریحات عادی خود مانند ورزش و موسیقی را در طول سال تحصیل ترک نکردند.
۱۲- مهم‌ترین مرجع مطالعه‌ی این افراد، کتاب درسی بود.
۱۳- دومین مرجع مطالعه‌ی آن‌ها، تست‌های کنکور سراسری و آزاد بوده است.
۱۴- ۳۰ درصد از آن‌ها (براساس نیازشان) در برخی از درس علاوه برکتاب درسی و کتاب‌های تست، از سایرکتب کمک آموزشی نیز استفاده کردند.
۱۵- اکثر آنان در سرکلاس بسیار متمرکز، دقیق و تیز بودند و بیش‌تر مطالب را همان جا می‌آموختند.
۱۶- در کلاس خودنمایی نمی‌کردند ولی فعال بودند.
۱۷- انجام تکالیف برای آن‌ها اولویت داشت و تقریباً همه‌ی آن‌ها به طور منظم فعالیت‌های کلاسی را انجام می‌دادند.
۱۸- درس را به طور عمیق و دقیق مطالعه می‌کردند و به کیفیت مطالعه‌ی خود بیش از کمیت آن توجه می‌کردند.
۱۹- مطالعه‌ی هر درس را در زمان دلخواه خود انجام می‌دادند.
۲۰- به طور منظم نکات درسی را تکمیل و جمع‌آوری می‌کردند.
۲۱- از حاشیه نویسی، نت برداری و علامت‌گذاری استفاده می‌کردند.
۲۲- به همه‌ی شکل‌ها، جدول‌ها، زیرنویس‌ها و حاشیه‌های کتاب درسی توجه می‌کردند و همه‌ی پرسش‌ها را حل می‌کردند.
۲۳- به جای خواندن مثال‌های کتاب درسی، آن‌ها را حل می‌کردند.
۲۴- اکثر آن‌ها تناقضات و اشکالات کتاب‌های درسی را پیدا می‌کردند.
۲۵- ۴۰ درصد آن‌ها یک درس و ۴۰ درصد دیگر دو تا ۳ و ۲۰ درصد هم مقداری از اکثر درس‌ها را در طول یک روز مطالعه می‌کردند.
۲۶- در درس ریاضی که نیاز به تمرین زیاد دارد، به مرور زمان به حل مسائل می‌پرداختند. آن‌ها معتقد بودند که به یک باره و در کوتاه‌مدت امکان تسلط بر ریاضی وجود ندارد.
۲۷- اکثر مسائل را به صورت تشریحی حل می‌کردند و در مراحل نخستین از فرمول‌های تستی کم‌تر ولی پس از عید، از راه‌حل‌های تستی پرکاربرد بیش‌تر استفاده می‌کردند.
۲۸- مسائل را از راه‌های مختلف حل می‌کردند و تنها به یک راه حل اکتفا نمی‌کردند.
۲۹- هنگام برخورد با یک مشکل درسی اول «فکر» می‌کردند و تنها در صورت نیافتن راه حل از سایرین کمک می‌خواستند.
۳۰- به اشکالات خود توجه می‌کردند: هیچ اشکالی را دست کم نمی‌گرفتند درحل تمرین‌هایی که اشکال داشتند با خود مدارا نمی‌کردند و دوباره آن‌ها را حل می‌کردند، یا به کمک دوستان یا معلمان خود برطرف می‌کردند.
۳۱- تا قبل از عید بیش‌تر می‌خواندند و تمرین و تست حل می‌کردند ولی پرکاری در تست‌زنی را به پس از عید موکول می‌کردند.
۳۲- تست‌های انبوه و مشابه را دسته‌بندی می‌کردند و همه را یکجا حل نمی‌کردند. به تدریج و در نوبت‌های متعدد به حل آن‌ها می‌پرداختند.
۳۳- با دقت پاسخ تمام تست‌ها را – حتی تست‌هایی را که به درستی جواب داده بودند – مطالعه می‌کردند و نکات جالب توجه آن‌ها را یادداشت می‌کردند.
۳۴- تست‌های اشکال دار خود را پس از مدتی مجدداً حل می‌کردند.
۳۵- همه‌ی آن‌ها دروس عمومی را همراه با دروس اختصاصی می‌خواندند. تا قبل از عید سعی می‌کردند دروس اختصاصی را بیش‌تر از دروس عمومی بخوانند؛ به طوری که نسبت زمان مطالعه‌ی دروس اختصاصی به دروس عمومی آن‌ها ۳ به ۱ و یا ۴ به ۱ بوده است.
۳۶- مطالعه‌ی دروس پایه نسبت به دروس پیش‌دانشگاهی را براساس نقطه قوت خود تنظیم کرده بودند. ولی بیش‌ترشان به نسبت مساوی آن‌ها را مطالعه می‌کردند.
۳۷- ۸۵ درصد آن‌ها براساس برنامه‌ی زمان‌بندی شده دروس را مطالعه می‌کردند و ۱۵ درصد هم بدون برنامه‌ریزی زمان‌بندی شده، پس از خسته شدن از مطالعه‌ی یک درس، به سراغ درس دیگری می‌رفتند.
۳۸- در کنکورهای آزمایشی به طور جدی شرکت می‌کردند و پس از هر آزمون، کوچک‌ترین اشکال خود را با مرور مجدد موضوع یا انجام تکالیف تکمیلی برطرف می‌کردند. آن‌ها هدف خود را از شرکت در این آزمون‌ها، آشنایی با محیط، روش امتحان‌دهی، کشف نقاط ضعف، تنظیم وقت و از بین بردن استرس می‌دانستند.
۳۹- امتحانات مدرسه‌ی خود را جدی می‌گرفتند و به تمام آن‌ها اهمیت می‌دادند.
۴۰- اکثر آن‌ها انتظار داشتند که رتبه‌های تک رقمی به‌دست آورند ولی همه‌ی آن‌ها پس از برگزاری آزمون‌های جامع آزمایشی دریافتند که رتبه خوبی کسب خواهند کرد.

منبع: سایت میگنا

نقش برنامه‌ریزی در موفقیت تحصیلی

نیل به اهداف و موفقیت در برنامه ریزی درسی از اهمیت و ارزش ویژه‌ای برخوردار است. همچنین کسب دانش و تحصیل علوم، از آرمان‌ها و ایده‌های reportsارزشمند دانش‌جویان است. این مقاله به طور گذرا به اهمیت، جایگاه، نقش و تأثیر برنامه‌ریزی در پیشرفت تحصیلی و موفقیت دانش پژوهان پرداخته و مراحل و چگونگی برنامه‌ریزی را مورد بررسی قرار داده و  به روش‌های مطالعه سودمند و مفید، زمان و مکان مطالعه و شرایط مطالعه نیز اشاراتی نموده است.

مقدمه

هریک از ما در طول شبانه روز ممکن است ساعاتی را به کار، مطالعه و ساعاتی را به خواب وساعاتی را به خرید منزل، معاشرت و میهمانی، ورزش، صحبت‌های دوستانه، عبادت و … اختصاص دهیم. اما در لابه لای این برنامه ها، لحظات و دقایقی وجود دارند که بیهوده تلف می‌شوند. با جمع این لحظه‌ها و ضرب آنها در ایام هفته و سال، به ارقام قابل ملاحظه ای دست می‌یابیم. برای مثال، چیده شدن سفره و آماده شدن ناهار و شام، پنج تا ده دقیقه طول می‌کشد، همچنین مدت زمانی  که برای پیمودن مسیر خانه تا مدرسه یا محل کار صرف می‌شود، ممکن است بسیار قابل توجه باشد. همه این لحظه‌ها می‌توانند مفید و قابل استفاده باشند. گاهی اوقات، اتلاف وقت از لحظه و دقیقه فراتر رفته و چه بسا به چندین ساعت و حتی چند روز می‌رسد. برای مثال، یک استاد به موقع درکلاس درس حاضر نمی‌شود و یا اصلا سر کلاس حضور نمی‌یابد، و کلاس درس تعطیل می‌شود. گاهی اوقات هم مسیر  منزل تا دانشگاه یا مدرسه یا محل کار به اندازه‌ای طولانی است که ساعات زیادی را به خود اختصاص می دهد. هم چنین برخی ایام تعطیلات مانند روزهای جمعه، شهادت و ولادت های  ائمه (علیه السلام) بدون برنامه سپری می‌شود.

همه این فرصت‌ها قابل کنترل و برنامه‌ریزی است و می‌توان آنها را مورد بهره‌برداری قرار داد. برنامه‌ریزی درحوزه‌ها و ابعاد گوناگون زندگی مطرح است. نمی‌توان جایی از زندگی را پیدا کرد که نیاز به برنامه‌ریزی نداشته باشد.

خانه‌داری، آشپزی، مطالعه، کار، اداره، فروشگاه، کشاورزی، پژوهش، خودسازی، عبادت و… همه وهمه نیازمند برنامه‌ریزی است. گرچه برنامه‌ریزی دارای جنبه‌ها و ابعاد گوناگون فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی است، ولی هدف ما از برنامه‌ریزی در این بحث، بیشتر معطوف به زندگی فردی و اجتماعی، به ویژه برنامه‌ریزی تحصیلی است. برنامه‌ریزی در زندگی فردی و اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا زندگی فردی و اجتماعی نسبت به سایر ابعاد زندگی، اساسی‌تر و پایه‌ای‌تر می باشد. بی‌شک افرادی می‌توانند به جایگاه و موقعیت علمی، پژوهشی، معنوی و شغلی نایل شوند که با برنامه‌ریزی صحیح و حساب شده و با روش مطالعه منطقی واصول، مسیر را طی کرده باشد. ورزشکار، هنرمند، کارگر، استاد، عالم و امثال آنها زمانی می‌توانند درکارشان به توفیق مطلوب نایل شوند که در کارهای خود برنامه ریزی و تدبیر داشته باشند. ممکن است بگویید افرادی هستند که برنامه‌ای در زندگی ندارند، ولی موفقیت‌های زیادی هم دارند. در پاسخ باید گفت: ممکن است گاهی اوقات این‌گونه باشد، ولی این‌ موارد بسیار نادر است؛ ضمن آن که همان افرادی که بدون برنامه‌ریزی به موفقیت‌هایی نایل می‌شوند، در صورت برنامه‌ریزی، از موفقیتی چند برابر برخوردار خواهند شد.

برنامه‌ریزی و استفاده بهینه از فرصت‌ها، موضوعی است بسیار مهم. این موضوع برای دانش‌جویان و دانش‌پژوهان و دانش‌آموزان جوان، بسیار ارزشمند است. درباره این بحث، سئوالات جدی و زیادی از ناحیه دانشجویان، دانش پژوهان و دانش آموزان مطرح است. برخی از این قبیل سئوالات عبارتند از:

۱٫ مراد از برنامه‌ریزی، به ویژه برنامه‌ریزی تحصیلی چیست؟

۲٫ آیا در آموزه‌های اسلامی توصیه‌ای به  برنامه‌ریزی شده است؟

۳٫ چگونه می‌توان از فرصت‌ها استفاده بهینه برد؟

۴٫ چگونه برنامه‌ریزی کنیم تا با کمبود وقت مواجه نشویم؟

۵٫ زمان و مکان مناسب برای مطالعه کدام است؟

۶٫ چرا بسیاری از مواقع با وجود برنامه‌ریزی‌، به اهداف خود نمی‌رسیم؟

مفهوم برنامه‌ریزی

«برنامه‌ریزی» از جمله واژگان سهل و ممتنع است؛ زیرا  ظاهری ساده و باطنی پیچیده دارد. با نگاهی به کتاب‌های مربوط به برنامه‌ریزی، در می‌یابیم که تعاریف زیادی درباره برنامه‌ریزی شده است که، بعضی از آنها ناقص و بعضی نیز با اهداف بحث ما سازگاری نمی‌باشد. در یک تعریف چنین آمده است: «تعیین و اتخاذ شیوه و روش‌هایی که ما را به بهترین نتیجه مطلوب برساند.»۱ در تعریفی دیگر، برنامه‌ریزی عبارت از طرح تدابیری که بتوان به بهترین صورت از منابع موجود برای نیل به اهداف مطلوب استفاده کرد.۲

به نظر می‌رسد، مناسب‌ترین تعریفی که از برنامه‌ریزی می‌توان ارائه داد این است: پیش‌بینی خردمندانه و تنظیم فعالیت‌ها و بررسی نیازمندی‌ها در مدت زمان معین(شبانه روز، هفته، ماه و سال) بر اساس اولویت‌ها و متناسب با توان، استعداد و خواسته خود، در راستای نیل به اهداف.

تعیین برنامه‌ریزی

مثال‌ها و نمونه‌هایی از اتلاف وقت گذشت، ولی می‌توان یک گام فراتر گذاشت و با افرادی مواجه شد که در زندگی برنامه خاصی برای کل روزها و شب‌های خود ندارند و نه تنها دقیقه‌ها و ساعاتی را تلف می‌کنند، بلکه برای ماه‌ها و سال‌های خود نیز برنامه‌ریزی نداشته و ندارند. حتی کسانی هستند که با وجود اشتغال به تحصیل، برنامه صحیح تحصیلی ندارند. کار، تحصیل و زندگی بدون برنامه، به سرانجام خوبی منتهی نمی‌شود و انسان نمی‌تواند به هدف‌های مادی، معنوی و علمی نایل گردد. حضرت محمد (ص) درباره تدبیر و اندیشه‌ورزی و برنامه‌ریزی در کارها می‌فرمایند: ای پسر! هرگاه کاری را انجام دادی، از روی علم، عقل و تدبیر انجام ده و برحذر باش از این‌که کاری را بدون آینده‌نگری و آگاهی انجام دهی، به درستی که خداوند – جل جلاله- می‌فرمایند: «همانند زنی که بافته اش را بعد از این‌که محکم گردانیده بود، جاهلانه باز کرد، نباشید.»۳ براستی آیا ممکن است بدون نقشه و تدبیر و برنامه‌ریزی به موفقیت رسید؟! آیا می توان کسی را سراغ گرفت که در زندگی بدون حساب و کتاب و بدون داشتن طرح و برنامه، توانسته یاشد به کامیابی و مقصد نهایی برسد؟! برنامه‌ریزی چارچوب و پایه اساسی کارها و خواسته‌های انسان می باشد و بدون آن، هیچ کاری سازمان نمی یابد. حضرت امیرالمؤمنین (ع ) می فرمایند: «بقای مناسب و دولت‌ها مربوط به برنامه‌ریزی و چاره اندیشی در امور می باشد.»۴

اگر برنامه‌ریزی با دقت و درایت انجام گیرد، می‌توان حتی با امکانات کم به اهداف بلندی نایل شد و از فرصت‌های اندک، که بسیاری از مواقع برای اکثر افراد جلب توجه نمی‌کند و به غفلت سپری می‌شود، بهره‌وری کرد. حضرت علی(ع)، درباره دقت و ظرافت دربرنامه‌ریزی می‌فرمایند: «ظرافت، دقت و زیرکی در برنامه‌ریزی بهتر از امکانات است.»۵ نقل شده است که مرحوم آیت الله گلپایگانی در دقایقی، که استاد با تأخیر به کلاس می‌آمدند، نصف قرآن را حفظ می‌کردند. همچنین نقل شده است که، یکی از بزرگان در ترافیک و پشت چراع قرمزهای شهرستان، قسمتی از نهج البلاغه را حفظ کرده‌اند و یا شخص دیگری در این فرصت‌ها، مقدار زیادی از زبان عربی یا فرانسه را آموخته اند.۶  دانشمندی فکر کرد که هر وقت پسرش او را برای شام یا ناهار را می‌خواند، او بی‌درنگ حاضر می‌شود، ولی باید مدتی منتظر بماند تا سفره چیده شود و غذا مهیا گردد. او با خودش گفت: این لحظات را اگر جمع کنم ساعات زیادی را تشکیل می‌دهد که می‌تواند برای او مفید باشد. او از آن روز تصمیم گرفت که در این فرصت‌ها، هر روز چند صفحه‌ای کتاب مطالعه کند. به این کار ادامه داد تا این که بعد از مدتی، فهمید حاصل این مطالعات کتاب بزرگی می شود. آن را به رشته تحریر درآورد و نام آن را «پنج دقیقه قبل از غذا گذاشت.»۷

البته، لازم نیست که دراین فرصت‌ها ما همیشه کارهای فکری یا حفظ کردنی انجام دهیم، بلکه با استفاده از فرصت‌های مرده و بیهوده که کم هم نیست، می‌توان جنبه تفریحی، آموزشی، مرور و مطالعه خاطرات، معما، حفظ کلمات قصار بزرگان، حدیث‌های کوتاه، عبادات مستحب، اذکار روزانه و … باشد. در حالات مرحوم علامه طباطبایی‌((ره) نقل شده است که ایشان هر وقت از منزل خارج می‌شوند تا مقصد، نماز نافله می‌خواندند و از این فرصت‌ها، بهره معنوی می‌بردند.۸

فرصت‌های زندگی بسان ابرهای آسمان آرام و بی‌سر و صدا سپری می‌شود و طولی نمی‌کشد که روزگار جوانی و دوره نشاط و بالندگی نیز به میان‌سالی و کهن‌سالی ختم می‌گردد. فرصت‌ها غنیمت است، پس سزاوار است از دوران پویایی و آمادگی جوانی و نیروی سرشار و انرژی پرحرارت آن بهره کافی برده شود. دکارت، فیلسوف غربی درباره فرصت‌های جوانی می‌گوید:

استعداد چیزی است که در نوجوانی و جوانی پیدا می شود، اگر آن را تربیت کردید و در صدد تقویت آن برآمدید مانند بذری که در مزرعه کاشته شده باشد محصول خوب خواهد داد و اگر آن را به حال خود گذاشتید و تربیت نکردید مانند بذری که در زمین شوره زار افتاده باشد از بین می رود و محصول نمی دهد.۹

حضرت علی(ع ) درباره ارزش فرصت‌های زندگی می‌فرمایند:«حاصل از دست دادن فرصت‌ها، غم و اندوه است.»۱۰

همچنین آن حضرت درجایی دیگر می فرمایند: «شدیدترین وسخت‌ترین غصه‌ها و افسوس‌ها، به خاطر از دست دادن فرصت‌ها و لحظات طلایی عمر خواهد بود.»۱۱

حضرت امام حسین(ع)، در حدیثی پندآموز و ارزشمند می‌فرمایند: «ای انسان! تو همواره از زمانی که پای به عالم وجود و دنیا گذاشته‌ای، درحال از دست دادن گران‌بهاترین نعمت خداوند، یعنی عمرت هستی. پس از این نعمت که دراختیار تو است، برای زمانی که در مقابل نامه عملت باید پاسخگو باشی، بهره گیر. به درستی که، انسان مؤمن خوشه چین اعمال صالح است و از فرصت‌های زندگی استفاده بهینه و مطلوب می‌کند و انسان کافر فقط به فکر لذات زودگذر دنیوی است.»۱۲

نگه دار فرصت که عالم دمی است                              دمی پیش دانا به از عالمی است

سکندر که بر عالمی حکم داشت                                    در آن دم که می رفت عالم گذاشت

هرچه بینی در جهان دارد عوض                             گرچه عوض حاصل ترا گردد غرض

بی عوض دانی چه باشد درجهان                    عمر باشد عمر، قدر آن بداند۱۳

این نگاه به دنیا  و فرصت‌های آن، موجب بیداری  انسان شده و او را همانند مسافری که هر آن برای او بانگ رحیل و ندای کوچ سرداده و او را به مسافرتی طولانی دعوت می‌کند، برای سفر آماده می‌کند.

عوامل موفقیت در برنامه‌ریزی تحصیلی

گرچه برنامه‌ریزی در حوزه‌ها و عرصه‌های گوناگون، از جمله برنامه‌ریزی ورزشی، خودسازی و تهذیب، درسی، تحقیقی، امور زندگی، مسایل اجتماعی، و …. مطرح است ولی به دلیل اهمیت و جایگاه ویژه تحصیل و مطالعه و نقش کلیدی آن در سایر عرصه‌ها، در این مقاله به برنامه‌ریزی تحصیلی عنایت وتوجه بیشتری شده و بیشتر به مباحث برنامه‌ریزی تحصیلی پرداخته شده است. عناصر اصلی و مراحل یک برنامه‌ریزی تحصیلی خوب و منطقی عبارتند از:

الف. تعیین هدف

برنامه‌ریزی صحیح و کارامد تحصیلی، هنگامی امکان‌پذیر است که هدف به خوبی تعیین و تعریف شده باشد. هر جلسه  و دانش پژوهی می‌بایست تصویر دقیق و روشنی از آن داشته باشد تا کارها و تلاش‌های خود را در راستای نیل به آن اهداف قرار دهد. هر فرد ‌باید به این گونه سئوالات پاسخ دهد که چرا به تحصیل ادامه می‌دهد؟ چرا مطالعه می‌کند؟ چرا به دنبال تحصیلات عالی است؟ مسیر و غایت حرکت او کجاست؟ همچنین فرد باید اهداف خود را به بلندمدت، متوسط و کوتاه مدت تقسیم کرده، آنها را در راستا و طول یکدیگر قرار دهد. برخوداری از هدف، موجب تحریک و انگیزه بیشتر در افراد می‌شود و آنان را در پیمودن مسیرهای صعب العبور یاری، اعتماد به نفس آنان را بالا برده و انرژی روانی آنان را  افزایش می‌دهد، به ویژه اگر فرد هدفی مقدس و الهی داشته باشد، می تواند با یاری جستن از قدرت الهی و با تلاش و کوشش خستگی‌ناپذیر به راه خود ادامه دهد و شهد شیرین پیروزی را برای خود و خانواده به ارمغان آورد.

هر هدف ارزشمند و مهم باید دارای سه جز اصلی مالکیت، واقع‌بینی، و انعطاف‌پذیری باشد که به اجمال به شرح  آنها می پردازیم.

۱٫ مالکیت: نخستین مشخصه هر هدف مهم این است که، از صمیم قلب بخواهیم و تمایل داشته باشیم که به آن برسیم. اگر دوستی به شما بگوید: «این کاری است که فکر می‌کنم اگر انجامش دهی مفید و مثمر ثمر خواهد بود بود»، نمی‌توان آن را هدف شخصی در نظر گرفت، بلکه این کار برای خشنود کردن دیگری است! اما اگر خودتان از جان و دل بخواهید کاری را انجام دهید، آن گاه می‌توان آن را هدف فردی و شخصی تلقی کرد. و مطئنا به آن هدف خواهید رسید. به عبارت دیگر، باید مالک هدف خودتان باشید و شخصا آن را برگزیده باشید و برای آن ارزش قائل شوید.

۲٫ واقع بینی: وقتی هدفی را برای خود تعیین می‌کنید، نه تنها آنچه را می‌خواهید، بلکه آنچه را که واقعا می‌توانید بدان نایل شوید در نظر بگیرید. باید توجه کنید هدف نهایی تا چه حد دست‌یافتنی و تحقق‌پذیر می‌باشد، یعنی بهتر است از خود بپرسید: «آیا توانایی ذهنی و جسمی و نیز استعداد کافی برای دست‌یابی به هدف خود را دارم؟ آیا منابع کافی مانند: زمان و سایر امکانات را در اختیار دارم؟ آیا عوامل دیگری هم هستند که مانع رسیدن من به هدف مورد نظرم شوند؟ اگر این‌گونه است، برای غلبه بر این موانع، چه کاری می توان انجام داد؟»۱۴

 البته، باید توجه داشت که واقع‌بینی به این معنا نیست که در مقابل مشکلات خود، تسلیم شد و هدف‌نهایی را رها کرد.

۳٫ انعطاف‌پذیری: سومین موردی که برای تعیین یک هدف اهمیت دارد، انعطاف‌پذیری است؛ یعنی باید بتوان هدف مورد نظر را دائما ارزیابی، اصلاح و یا تعدیل کرد. از آنجا که، اوضاع و شرایط مرتبا درحال تغییر است و موانع پیش‌بینی نشده‌ای برسر راه ظاهر می‌شوند، برای نایل شدن به هدف بایستی به طور واقع‌گرایانه، آمادگی مواجهه با تغییرات و موانع را داشت  و هرگونه تغییری را که در راه رسیدن به هدف ضروری است، پذیرفت.

 درتعیین اهداف، به ویژه هدف بلندمدت باید به نکاتی توجه داشت:

۱٫ هدف میانی و نهایی به صورت دقیق، مشخص و قابل ارزیابی باشد. مثلا هدف نهایی رسیدن  کسب مدرک دکترا است و موفقیت در مصاحبه‌های مربوط به دکتری و هدف میانی، موفقیت و قبولی در مقاطع ارشد و کارشناسی است؛

۲٫ از مشاوره با افراد آگاه نباید دریغ درک؛

 ۳٫ باید مدت زمان نیل به هریک از اهداف به صورت اجمالی مشخص شود؛

۴٫ در برنامه‌ریزی هفتگی و ماهیانه، به خواسته‌ها و نیازهای شخصی، خانوادگی و تفریحات نیز توجه شود؛

۵٫ به توانایی، استعداد، ذوق، و علایق و ساعاتی که در اختیار داریم توجه کنیم؛

 ۶٫ بیش از اندازه و بیرون از حد توانایی خود برنامه‌ریزی نداشته باشیم؛ یعنی برنامه‌ریزی باید واقع بینانه و متناسب با ظرافت و توانایی فرد باشد، نه خیالی و ایده آل که فراتر از ظرفیت فرد باشد.

ب. رعایت اولویت‌ها

در میان موضوعات درسی و واحدها آموزشی، که برای طلاب و دانش پژوهان مطرح است، بعضی از آنها  از اولویت درجه یک و برخی در اولویت درجه دو قرار دارند. از این رو، دربرنامه‌ریزی باید به اولویت‌ها توجه نمود تا در موقع تزاحم یا تداخل با برنامه‌ای پرداخت که ارزش و اولویت بیشتر دارد و نیازمند انرژی و نشاط بیشتری است. اگر برنامه ریزی براساس اولویت صورت نگیرد، چه بسا کارهای اساسی و ضروری عقب بیفتد و کارهای جنبی جلو بیفتد. برای مثال،  ممکن است دانش‌جویی در طول سال تحصیلی، برای خود برنامه‌های زیر را در نظر بگیرد: گذراندن دروس دانشگاه، شرکت وحضور درکلاس، مطالعات جنبی درباره موضوعات سیاسی و فرهنگی، همکاری با دانشگاه و شرکت در مراسمات دینی و مذهبی و … . طبیعی است اگر فرد اولویت‌بندی نکند، ممکن است زمان بهینه و مطلوب خود را صرف کارهای جنبی و درجه سوم نماید. حضرت امیرالمؤمنان علی(ع )، درباره اهمیت اولویت‌بندی در کارها می فرمایند:«کسی که به غیرمهم مشغول شود، مهم‌تر را از دست می دهد.»۱۵

ج. نظم

تأثیر نظم و پایداری در زندگی و آثار مفید آن بر کسی پوشیده نیست.  نظم و استقامت در زندگی از اصولی است که موقتی نبوده و همواره در زندگی جاری و ساری است و بدون نظم،‌ بسیاری از امور به سامان نمی رسد و یا دیرتر از انتظار معمول صورت  می‌گیرد.  اگر با نگاهی دقیق به پدیده‌های جهان نگاهی افکنیم، متوجه خواهیم شد که تمام کارها و امور جهان براساس نظمی دقیق اداره می‌شود. آیا تا به حال مشاهده شده که خورشید مقداری دیرتر طلوع کند یا زودتر غروب کند؟ آیا تا به حال  ماه وستارگان با هم تصادم داشته‌اند؟ همه امور عالم براساس نظم و تدبیر است.  در آموزه های دینی بر اهمیت نظم  در زندگی سفارش گردیده واین امر مورد تأکید اولیای دین اسلام بوده است. حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)، درآخرین لحظات زندگی، پیروان خود را به دو  امر مهم و حیاتی، که حقیقتا عامل پیروزی و موفقیت است، سفارش می کند و می فرمایند:« شما را به دو چیز مهم سفارش می کنم: پرهیزکاری و رعایت حدود الهی و نظم در کارها»۱۶

در شرح حال حضرت امام خمینی (ره) نوشته اند که،  ایشان فوق العاده به نظم اهمیت می دادند به طوری که حتی در مشرف شدن به زیارت نیز به آن توجه داشته و مردم نجف ساعت خود را با ورود ایشان  به حرم حضرت امیرالمؤمنین (ع) تنظیم می کردند. یکی از مصاحبان حضرت امام می گوید:« به راستی عجیب بود که امام برای مطالعه و قرائت قرآن و کارهای مستحبی حتی زیارت‌ها، وقت خاصی را تنظیم کرده بودند و هر کاری را روی همان وقت و  تنظیم خاص انجام می دادند.۱۷  دکتر علی لاریجانی،  درباره برنامه‌ریزی و نظم استاد چنین می گوید:« ایشان در تمام شئون زندگی،  فرد بسیار منظم و منضبطی بودند. اوقات ایشان با برنامه و نظم خاصی برای کارهای متعدد تنظیم شده بود.  ساعاتی را برای عبادت و ساعاتی را برای استراحت و ساعاتی برای مطالعه و تحقیق اختصاص داده بودند و سعی داشتند تا برنامه طبق نظم و برنامه جلو بروند.۱۸

نظم و انضباط در تحصیل و مطالعه  نیز از سایر عرصه ها استثناء نبوده و حتی نظم در مطالعه و تحصیل دارای  اهمیتی مضاعف است.  دانشجو و دانش پژو  باید  با برنامه ریزی درست، ساعات مطالعه و میزان آن را بطور منظم، محاسبه نموده    و ساعات لازم را در هر شرایطی به آن اختصاص داده و به دلایل کم اهمیت، درس و مطالعه را تعطیل نکند. همچنین حضور منظم  در کلاس وجلسات داشته باشد. حضرت آیت الله مصباح یزدی درباره نظم و برنامه ریزی علامه طباطبایی درباره تحصیل می فرمایند: «ایشان بسیار منظم بودند.  غالبا قبل از شاگردان در کلاس حاضر می شدند و دقیقه ای تخلف نمی‌کردند و تا دقیقه آخر هم درس می‌دادند و این برنامه دایمی بود.  در برف، سرما، در طول ده و دوازده سال یادم نمی آید که ایشان یک دفعه هم درس را تعطیل کنند. نظم و پشتکار زیادی داشتند.۱۹

د. استقامت و پایداری

 استقامت و ثبات قدم نیز در هر کاری از جمله شرایطی است که در به نتیجه رسیدن کار نقش زیادی دارد.  انسانی موفق خواهد  بود که در اجرای برنامه‌ای که دارد، پافشاری و مقاومت داشته باشد.  اگر انسان بهترین برنامه‌ریزی راداشته باشد،  ولی در آن  پافشاری و استقامت نداشته باشد، کار به سرانجام  نخواهد رسید. ثبات قدم و پشتکاری نه تنها افراد را به سوی پیشرفت و ترقی مادی رهنمون می‌کند،  بلکه فشارهای روحی را کاهش داده و اعتماد به نفس انسان را بالا می برد. لازم به یادآوری است،‌: استقامت و پایداری نسبت به برنامه و اجرای آن،  باید تدریجی و مدارم باشد. سرعت افراطی در اجرای برنامه ممکن است نتیجه عکس بدهد. در تحصیل و برنامه تحصیلی حرکت لاک پشتی مطلوب است، نه حرکت خرگوشی! حضرت علی (ع) می فرمایند: «قلیل یدوم خیر من کثیر لا یدوم»، پس سرعت، عجله و شتاب در تحصیل معمولا نتیجه عکس می دهد!

ه. یادداشت کردن برنامه درسی

برنامه ریزی درسی زمانی درست اجرا می شود که عناصر آن را به یاد داشته باشیم و بدانیم در هر روز و در هر ساعت چه کارهایی می بایستی انجام دهیم.  بدین  منظور،  می‌توان دفترچه یادداشتی همراه خود داشت و عناصر برنامه های خود را در آن یادداشت نمود. مثلا سه ساعت مخصوص مطالعه درس ریاضی،  یک ساعت مطالعه درس علوم، یک ساعت استراحت بین روز و غیره.  در هر شب سعی کنیم برنامه های خود را چک کرده و میزان موفقیت  در انجام آنها  را بررسی نمود.  نقش برنامه ها  را  برطرف نمود.

و. شناخت هدر دهنده های وقت

گاهی اوقات برنامه ریزی صورت می‌گیرد، تصمیم جدی نیز بر اجرا و عملی شدن آن  وجود دارد،  اما کارها به شکلی که برنامه‌ریزی شده پیش نمی رود؛ یعنی در آن وقفه ایجاد شده، بعضی فرصت ها  هدر می رود.  در اینجا  بخشی از مشکل مربوط به خود فرد  و بخشی دیگر مربوط به اطرافیان است. رایج ترین هدر دهنده های وقت، عبارت است از : مهمان های ناخوانده، سروصدای همسایه، هم حجره‌ای ها، تلفن ها، رادیو، تلویزیون، و جر و بحث های بی ثمر.  برای کنترل و حذف آنها می توان توصیه‌های زیر را به خاطر داشت:

 ۱٫ محل مناسب و خاصی را برای مطالعه انتخاب کرد؛

 ۲٫ تلفن همراه را خاموش نمود؛

 ۳٫ نه گفتن را باید آموخت.باید  با شجاعت و کمال ادب به دوستان  بگوییم: «کار دارم»؛

 ۴٫ برنامه اوقات فراغت  را  تنظیم کرد؛

 ۵٫ در هنگام مطالعه تلویزیون و رایانه و ضبط صوت را خاموش نمود.

ز. حضور فعالانه درکلاس درس

بخش زیادی از موفقیت تحصیلی، به حضور فعال در کلاس درس بستگی دارد. برای این‌که فرد فعالی باشیم،  باید با دو مهارت مهم مربوط به یادگیری، یعنی «خوب گوش کردن» و «یادداشت برداری» آشنا  باشیم. البته، این دو وابسته به یکدیگرند. اگر خوب گوش نکنیم،  نمی توان به خوبی یاداشت برداری نمود. همچنان که، «یادداشت برداری» نیز مستلزم توجه و گوش دادن دقیق است.

خوب گوش دادن موجب تقویت حافظه کوتاه مدت و شفاهی می شود؛  یعنی آنچه از راه شنیدن در حافظه  ثبت می‌شود.   علاوه بر این،  درک معنی ومحتوای مطلب را آسان می کند. کسانی که خوب گوش نمی دهند فقط الفاظ را می شنوند،  ولی درک درستی از محتوای لفظ ندارند. پس از دقت لازم درگفته های استاد، «یادداشت برداری» از نکات مهم و اساسی درس از راه‌های مبارزه، با فراموشی مطالب است. اعتماد بر حافظه و یادداشت نکردن مطالب، شیوه مطلوبی برای یادگیری نیست؛ زیرا  بر اساس مطالعات هیرمن ابینگاوس(                   ؟؟؟؟) در مورد حافظه انسان، انسان ها پس  از بیست دقیقه، تقریبا ۴۰/  آنچه را که شنیده‌اند یا خوانده اند،  فراموش می‌کنند و پس از ۲۴ ساعت، نقریبا ۷۰/ مطالب را از یاد می برند.۲۰

اما با استفاده از مهارت‌های مفید تحصیل و مطالعه می توان حافظه خود را طوری تقویت کرد که در موقع لزوم تا ۸۰/ یا بیشتر آنچه را شنیده یا خوانده ایم، به یاد آوریم.  برای تقویت حافظه باید در کلاس درس با دقت به مطالب گوش داد،  و سعی نمود  از نکات مهم و برجسته یادداشت برداری نمود. سعی کرد تا حواس پرتی ها را به حداقل رساند و عزم خود را در توجه دقیق و عمیق به درس جزم کرد و اجازه نداد  چیزی حواسمان را از درس منحرف کند.  اگر احساس کردیم حواس مان جمع نیست،  با استفاده از کلمه یا عباراتی مثل «تمرکز» یا «دقت»،  سطح توجه خود را افزایش دهیم. مطالب را طوطی وار و بدون فهم حفظ نکنیم،  بلکه سعی کنیم مطالب را بفهمیم و به صورت بینشی دریافت کنیم و اگر احیانا مطلبی برای ما مبهم و بدون فهم بود،  همانجا از استاد مربوط سؤال کنیم تا ابهام برطرف شود؛  زیرا  اگر چیزی برای ذهن مبهم باشد، یادگیری مطالب بعدی مشکل خواهد بود. از پاسخ دادن به سئوال‌های استاد نهراسیم و اعلام آمادگی کنیم؛  زیرا این کار علاوه بر این‌که جرأت  را زیاد می‌کند، موجب  اصلاح فهم نادرست خواهد شد.

پیش از  از شروع کلاس و درس،  مقداری استراحت نموده و با حالت نشاط در کلاس حاضر شویم و حتما غذای کافی میل نموده،  هرگز گرسنه و با شکم خالی و یا حتی با شکم خیلی پر در کلاس درس حاضر نشویم. هرگز اجازه ندهیم حالات هیجانی و اضطراب آور سراغ ما  بیاید و در کلاس درس به هیچ چیزی به غیر از درس توجه نکینم. سعی کنیم سر کلاس روی صندلی ای بنشینیم که بیشتر مورد توجه استاد است و به معلم نزدیک و مورد عنایت او می باشد و هرگز در گوشه کلاس ننشینیم.۲۱

ح. تمرکز حواس

از جمله عواملی که در  افزایش بهره‌وری در مطالعه و درک بهتر درس‌ها و موفقیت در تحصیل بسیار مؤثر است، داشتن  تمرکز حواس به هنگام مطالعه است؛ یعنی فرد در خود این توانایی را ایجاد کند که با اختیار و توجه، دقت خود را بر روی موضوع یا کاری که انتخاب کرده،  با میل واراده متمرکز نماید  و از توجه به سایر موضوعات و کارها جلوگیری کند.  برای ایجاد تمرکز حواس باید عواملی را که مانع از تمرکز می شود شناخت و در جهت رفع آنها اقدام کرد.

مهم ترین موانع تمرکز حواس عبارتند از:

۱٫ عدم علاقه نسبت به موضوع مورد مطالعه

بی علاقگی به موضوع یا کتاب درسی و یا یک درس، از مهم ترین عوامل عدم تمرکز است. اگر شما به منطق علاقه نداشته باشید و یا از معلم آن دل و یا خاطره خوشی نداشته باشید، ذهن شما کمتر بر درس منطق متمرکز می‌شود و هر لحظه متوجه موضوع و نقطه دیگری می‌گردد.  بهترین شیوه برای مقابله با این حالت،  توجه به فواید و آثاری است که  بر مطالعه و درس منطق مترتب می شود مثلا در مورد فردی که علاقه به منطق ندارد،  اگر به این نکته توجه شود، که منطق از دروسی است که از ارزش زیادی برخوردار است و در بالا رفتن قدرت تعقل و اندیشه نقش زیادی دارد،  فرد به درس منطق علاقه پیدا می کند و نسبت به مطالعه آن علاقمند  می‌شود.

۲٫ ناهماهنگی اراده و تخیل

اگر تخیل آدمی  با اراده  وی  همسو نباشد،  نمی توان تمرکز حواس لازم را  به دست  آورد. از آنجایی که،  قدرت تخیل قوی‌تر است،  ممکن است  ذهن خود را به دست  تخیل خود بسپاریم و ناخودآگاه،  به جای تمرکز در درس  استاد،  یا تمرکز در کتاب مورد مطالعه،  رشته تخیلات خود را ادامه داده، از حال و هوای درس و مطالعه خارج شویم. برای غلبه بر این مشکل، وقتی مایل به مطالعه درباره موضوعی خاص هستید، بهتر است خود را در حال و هوای مخصوص آن موضوع قرار دهید… تا از این طریق خیال وارده خود را با هم هماهنگ کنید، و تمرکز حواس پیدا نمایید. ۲۲

۳٫ اشتغالات ذهنی

اگر با مشکلی مواجه  هستید  که ذهن شما  را به خود مشغول کرده است،  نمی توانید ذهن خود را بر مطالعه و درس متمرکز کنید. برای مثال،  اگر در یک درس  که  برای شما  دارای اهمیت بالایی است،‌ نمره مناسب نگرفتید، این امر موجب می شود ذهن شما سخت با این موضوع درگیر شود و از توانایی شما برای تمرکز بر سایر مسائل کاسته شود.  برای مقابله با این حالت،  باید تمرین کرد.   باید سعی کرد ذهن خود را از آنچه اتفاق افتاده جدا  نمود. نباید  برگذشته حسرت خورد،  بلکه باید  برای آینده برنامه ریزی کرد که چنین مشکلی پیش نیاید. کسانی که چنین تمرین می کنند و اجازه نمی  دهند مشکلات، ذهن آنان  را اشغال کند، می توانند ذهن خود را برای آینده آماده کننده و از تمرکز  بر مسائل آینده بهره مند شوند.

ط. علاقه و انگیزه

بسیارند کسانی که از لحاظ توانایی و استعداد یادگیری بسیار شبیه به هم هستند،  ولی در پیشرفت تحصیل تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند. این تفاوت،  نه تنها در تحصیل بلکه در سایر فعالیت های درسی نیز به چشم می‌خورد. شاید از خود سئوال کرده باشید،  چرا چنین تفاوتی وجود دارد وچه چیزی توجیه کننده این مطلب علاقه و انگیزه است. ۲۳

« بلوم» درمدل یادگیری تحصیلی خود شواهدی به دست آورد ه است که علاقه و انگیزه افراد، هم نقش علت را بازی می کند و هم معلول. به عبارت دیگر، یادگیرندگان علاقه مند به یک موضوع، نسبت به یادگیرندگان کم علاقه، موفقیت بیشتری دارند. این موفقیت بیشتر، سطح علاقه و انگیزه آنان را نسبت به آن موضوع و موضوع های مشابه افزایش می دهد. ۲۴

فنون و روش های ایجاد علاقه

بهترین راه ایجاد علاقه برای تحصیل و مطالعه بیشتر،  بهبود شرایط یادگیری و افزایش سطح کیفی روش های مطالعه است.  از این طریق،  شما به موفقیت بیشتری در یادگیری نایل می شوید.  این کسب موفقیت،  علاقه و انگیزش شما را نسبت به یادگیری مطالب تازه  افزایش می دهد. در اینجا روش‌ها و فنونی را که می توانید به کارگیرید تا علاقه و انگیزه شما به مطالعه و تحصیل بیشتر شود، بیان می گردد. اگر می خواهید علاقه و انگیزه شما به مطالعه و تحصیل بیشتر شود، فنون و روش‌های زیر را به کار بگیرید:

۱٫ هدف خود را در آغاز مطالعه و درس دقیقا برای خود مشخص کنید. اگر بدانید به دنبال چه چیزی هستید،  با انگیزه و علاقه بیشتری به جست و جوی آن می پردازید.

۲٫ در شرایط لازم خود را تشویق کنید.  پس از هر عملکرد درست و مطالعه موفق،  برای خود یک پاداش در نظر بگیرید.  مانند یک تفریح مورد علاقه و یا خوردن یک نوشیدنی  لذت بخش.

۳٫ از آزمون و نمره دهی به خود،  به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد انگیزه  در خود استفاده کنید. هنگامی که درس های خوانده شده را از حفظ می‌گویید و یا سئوال‌هایی را که اول مطالعه مطرح می‌کنید پاسخ می دهید، در حقیقت، یک آزمون از خود می گیرید. بنابراین،  به خود نمره بدهید. این عمل موجب  می شود که از پیشرفت خودآگاه شوید.  این امر به علاقه و انگیزه شما می افزاید.

۴٫ مواد مطالعه را از ساده به دشوار شروع کنید. مطالعه مطالب درسی به صورت متوالی، از ساده به دشوار، موجب می شود که شما در یادگیری مطالب ساده به اندازه کافی موفقیت به دست آورید. این کسب موفقیت اولیه،  انگیزه و علاقه شما را برای یادگیری‌های بیشتر افزایش می دهد.

۵٫ کارهای بزرگ را به قدم های کوچک تبدیل کنید. یکی از رموز انگیزه بالای اشخاص بسیار موفق و کارآمد این است که،  بدون ‌مقدمه به کارهای بزرگ اقدام دست نم‌یزنند، بلکه کار بزرگ را به اجرای کوچک‌تر تقسیم می کنند و در هر مرحله،  جزیی  از آن را انجام می‌دهند.

به دو طریق می توان کار بزرگ را به اجزای کوچک تر تقسیم کرد.

 ۱٫ یکی از آنها این است که،  در هر نوبت زمان مختصری را صرف انجام دادن آن کنید. یکی از دلایل و رموز کار این است که،  وقتی بدانید مثلا بیش از پانزده دقیقه ازاوقات خود را صرف مطالعه نمی‌کنید، کار برایتان ساده تر می شود. البته،  وقتی کاری را شروع می‌کنید،  خود به خود،  در شرایط روحی بهتری قرار می‌گیرید.  بعید نیست که مدتی بیش از این صرف انجام دادن آن کار کنید.

۲٫ راه حل دوم این است که،  موضوع مطالعه را به اجزا متوالی تقسیم کنید و با انجام هر جزء،  انگیزه شما برای انجام جزء دیگر بیشتر خواهد شد.

ی. استفاده از تلقین مثبت و تجسم به عنوان عامل ایجاد انگیزه

آیا تا به حال به خود گفته اید: « خیلی خوب می دانم که نمی توانم در انجام این کار موفق شوم!» اگر اغلب چنین کلماتی را قبل از شروع به درس خواندن به خود می‌گویید، در واقع ضمیر ناخودآگاه شما هم ناتوانی شما را در این امر پذیرفته است و طرح این شکست را از قبل پی‌ریزی می‌کند. اما خوشبختانه پیش‌گویی قابل انتظار ما می تواند در جهت مثبت هم باشد.  اگر از خود تصویر شخص موفقی در ذهن داشته باشید. این تجسم رابا تلقین مثبت، هر روز تقویت کنید، شانس زیادی برای موفقیت و نایل شدن به اهدافتان خواهید داشت. خوش بینی به رسیدن به موفقیت،  مقدمه علاقمندی به تحصیل، درس و مطالعه بیشتر است. ایجاد میل و رغبت، اصل اساسی در یادگیری است. اگر فردی احساس ضعف کند، درعمل نیز ضعیف عمل می‌کند. اگر فردی احساس قوت کند،  درعمل نیز قوی عمل خواهد کرد.

مکان مطالعه

از جمله عواملی که درسیر و تداوم مطالعه و نیز میزان بازدهی نقش دارد، مکان مطالعه است. مکان مطالعه از چند جنبه مورد توجه است: از یک سو ،  مکانی که برای مطالعه انتخاب می شود و از سوی دیگر،  ویژگی هایی که در آن مکان می باید مورد توجه قرار داد. بهترین مکان برای مطالعه، خانه یا حجره‌ای است که در آن زندگی می‌کنیم. برتری خانه و یا حجره نسبت به سایر مکان ها، آشنا بودن با محیط و ارتباط با آن، همچنین در دسترس بودن آن است  که امکان انجام مطالعه را در تمامی زمان ها فراهم می آورد. بی‌تردید خانه وحجره نیز می بایست دارای ویژگی هایی باشند که انجام مطالعه‌ای مطلوب را امکان پذیر سازد: آرامش، عدم مزاحمت سایر ساکنان  خانه، همچنین فقدان  سایر مسائل بازدارنده و اختلال زا در یادگیری و مطالعه، از جمله عواملی است که برای انتخاب خانه به عنوان،  مکانی مناسب برای مطالعه، دخالت دارند. چنانچه بتوان فضایی خاص را برای مطالعه به صورت اتاق مطالعه و یا اتاق شخصی دراختیار داشت، بی تردید انجام مطالعه به صورت دلپذیر میسر می گردد. ۲۵

کتابخانه، انتخاب بعدی برای مطالعه است. پارک ها و گردشگاه های عمومی مکان مناسبی برای مطالعه نمی باشند و میزان بازدهی در پایین‌ترین حد خود قرار خواهد گرفت.  به عبارت دیگر،   هیچ تناسبی میان بازدهی و انرژی  و زمان صرف شده برای مطالعه وجود ندارد. مکان مطالعه باید از نور کافی،  حرارت متناسب و مطبوع برخوردارباشد. فضای مطالعه باید به گونه‌ای نظم و آرایش پیداکند  که موجب ایجاد علاقه به مطالعه شود. از نصب تابلوهایی که متضاد با امر مطالعه است و موجب اختلال در یادگیری می شود خودداری شود.

بهترین وضعیت برای مطالعه، قرار گرفتن در پشت میز مطالعه است.  از قرار دادن عکس و نوشته زیر شیشه میز، که سبب انحراف ذهن و توجه از مطالعه می شود، و از انجام اموری غیر از مطالعه در پشت میز پرهیز شود.

زمان مطالعه

برای همه دانش آموزان،  دانش پژوهان، دانشجویان و کسانی که اهل مطالعه و درس هستند، این سئوال مطرح است که بهترین زمان برای مطالعه چه زمانی است؟ چه زمانی مطالعه کنیم تا مطلب به  ذهن سپرده شده،  فراموش نشود؟ آیا تا دیر وقت بیدار بمانیم و مطالعه کنیم یا این‌که شب زود بخوابیم و صبح زود برای مطالعه بیدار شویم؟ این گونه سئوال ها،  بارها  از اهل فن و متخصصان امر پرسیده می شود. پاسخ به این سئوال،  بستگی به عادات فردی دارد. بعضی  اشخاص  عادت دارند تا نیمه های شب بیدار بمانند و با استفاده از سکوت و آرامش شبانه،  با خیال راحت مطالعه و کار کنند و احساس رضایت و مسرت کنند. این  افراد  اگر صبح زود از خواب برخیزند،  به قول خودشان تا شب گیج بوده و از درک مطلب باز می مانند. بعضی دیگر، عادت به زود خوابیدن  دارند و صبح پیش از تاریکی از خواب برخاسته و به انجام وظایف، تکالیف، مطالعه و یادگیری می پردازند. بنابراین،  هر فردی  باید خود نبض و عادت خودرا به دست آورد. ولی به طورکلی گفته می شود که،  دروس حفظ کردنی را در صبح زود، پس از این‌که مغز و اعصاب پس  از خواب شبانه استراحت کرده و آمادگی پذیرش مطالب را پیدا کرده است، بهتر می توان فرا گرفت.  به هر حال،  هیچ زمانی از روز و شب برای فراگیری، خواندن ومطالعه نامناسب نیست. به شرط این‌که،  از پرخوانی، فشار بیش از اندازه به خود، مطالعه با حجم نامناسب، کم کردن وقت استراحت و تفریح و تغذیه ناکافی پرهیز کرده و از ورزش و حرکت بدنی، کوتاهی نکنیم.۲۶

همچنین مطالعه بلافاصله بعد از غذا خوردن، خود موجب  عدم تمرکز می شود. مغز شما برای فعالیت های ذهنی بیش از همه به اکسیژن نیاز دارد، و این اکسیژن را از خون می گیرد و جریان خون شما پس از غذا خوردن تا حدود یک و نیم ساعت بیشتر متوجه اندام های گوارشی است تا مغز.  به همین علت است که،  شما پس از غذا خوردن بیشتر تمایل دارید که استراحت کنید تا این‌که فعالیت های فکری انجام دهید. دست کم تا نیم ساعت پس  از صرف غذا،  از مطالعه کردن اجتناب کنید.

همچنین ثابت شده است که،  مطالعه بلافاصله پس از خواب شبانگاهی،  نمی‌تواند بازدهی مطلوب را داشته باشد؛ زیرا ترشح هورمون ،« سوماتوتروپین» که اثرات آن مدتی پس از بیداری وجود دارد، در یادگیری اختلاف ایجاد می‌‌کند. بر این‌ اساس، لازم است حتی الامکان از مطالعه نیمه شب یا سحرگاهان  و بعد از بیداری از خواب، خودداری شود  و چنانچه  قصد مطالعه در این ساعات را دارید،  می بایست پس از ۲۰ تا ۳۰ دقیقه بعد از بیداری به مطالعه پرداخت تا اثرات اختلال کننده سوماتوترو پین در یادگیری زایل شود.۲۷

منابع

ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، منشورات مکتبه آیت الله العظمی المرعشی النجفی، قم، ۱۴۰۴ه.ق.

 التمیمی الامدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۷ه.ق.

خادمی، عین الله، مطالعه و روشمند، انتشارات پارسایان، قم، ۱۳۷۹٫

  ذوالفقاری، غلامحسین رهنمون ( سخنان بزرگان، مشاهیر و نوابغ جهان)، انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۷۹٫

 سیف، علی اکبر، روان شناسی پرورشی، انتشارات آگاه، تهران، ۱۳۷۷٫

 شجری، فتح الله، یادگیری خلاق، تهران، انجمن قلم ایران، ۱۳۷۷٫

 شفیع آبادی، راهنمایی و مشاوره شغلی وحرفه ای، انتشارات رشد، تهران، ۱۳۸۱٫

 ماهنامه فرهنگی – اجتماعی دیدارآشنا، قم، موسسه آمورشی امام خمینی(ره)، آبان ۱۳۸۵٫

مجلسی، محمد باقر،بحارالانوار، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ه. ق.

محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، دارالحدیث، قم، ۱۴۱۶ه.ق.

 مرزبان و مرد خرد، ( یادنامه علامه سید محمد حسین طباطبایی)، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۱٫

نبوی، محمد حسن، مدیریت اسلامی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۲٫

نهج البلاغه، ترجمه جعفر شهیدی، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲٫

هرگنهان، بی آر، مقدمه ای بر نظریه های یادگیری، ترجمه دکتر سیف، تهران، نشر دوران، ۱۳۷۶٫

 هلیر رجینا و همکاران، مهارت های یادگیری، ترجمه فاطمه فاضلی،  انتشارات بصیرت، تهران، ۱۳۷۸٫

یارمحمدیان، محمد حسین، اصول برنامه ریزی درسی، تهران، انتشارات یادواره کتاب، ۱۳۷۹٫

پی نوشت‌ها


۱. محمد حسن نبوی، مدیریت اسلامی،( قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۲)، ص۳۹

۲. محمد حسین یارمحمدیان، اصول برنامه ریزی درسی، (تهران، انتشارات یادواره کتاب، ۱۳۷۹)، ص ۱۷

۳. یابن مسعود اذا عملت عملا فاعمل بعلم و عقل و ایاک ان تعمل بغیر تدبیر و علم فانه جل جلاله یقول” « ولاتکونوا کالتی نقضت غزل‌ها من بعد قوه انکاثا».  محمد باقر مجلسی، بحارالانوار،( بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۴ه. ق.)، ج ۷، ص ۱۱۰

۴. امارات الدول انشاء الحلیل،  محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، (قم: دارالحدیث، ۱۴۱۶ه.ق.)،  ج ۲، ص ۵۵۱

۵. التلطف فی الحیله اجدی من الوسیله، همان

۶. ماهنامه فرهنگی – اجتماعی دیدارآشنا، قم، موسسه آمورشی امام خمینی(ره)، آبان ۱۳۸۵،ص ۱۳

۷. همان

۸. مرزبان و مردخرد،  یادنامه علامه سید محمد حسین طباطبایی، (قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۱)، ص ۷۰۵

۹. غلامحسین ذوالفقاری، رهنمون ( سخنان بزرگان، مشاهیر و نوابغ جهان)، (تهران: انتشارات وزارت ارشاد اسلامی،  ۱۳۷۹)، ص ۲۴۸

۱۰. اضاعه الفرصه غصه: محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، (قم:‌ دارالحدیث،  ۱۴۱۶ه.ق.)، ج ۳، ص ۲۳۹۹

۱۱. اشد الغصص فوت الفرص، یابن آدم!انک لم تزل فی هدم عمرک منذ سقطت من بطن انک، فحد مما فی یدیک لما بین یدیک؛ فان المومن یتزود، و الکافر یتمتع.

۱۲. یابن آدم!انک لم تزل فی هدم عمرک منذ سقطت من بطن انک، فحد مما فی یدیک لما بین یدیک؛ فان المومن یتزود، و الکافر یتمتع.، همان، ص ۲۳۹۸

۱۳. ذوالفقاری، پیشین،  ص ۸۰۱

۱۴. هلیر رجینا و همکاران، مهارت های یادگیری، ترجمه فاطمه فاضلی، (تهران:  انتشارات بصیرت، تهران، ۱۳۷۸)، ص ۲

۱۵. من اشتغل بغیر المهم ضیع الاهم: عبدالواحد  التمیمی الامدی، غررالحکم و دررالکلم، (بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۷ه.ق.)، ص ۲۰۲

۱۶. اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم.:  ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، منشورات مکتبه آیت الله العظمی المرعشی النجفی،(  قم:  ۱۴۰۴ه.ق،۱۳۷۲)، ص ۳۰۲

۱۷. فصلنامه فرهنگ پویا،، قم، موسسه آمورشی امام خمینی(ره)، ۱۳۸۵، ص ۱۶

۱۸. همان

۱۹. مرزبان و مردخرد،  پیشین،‌ص ۷۱۱

۲۰. هلیر، ۱۳۷۸پیشین،‌ ص ۲

۲۱. ر.ک. به: علی اکبر سیف، ، روان شناسی پرورشی، (تهران: انتشارات آگاه، ۱۳۷۷)

۲۲. عین الله خادمی ، مطالعه و روشمند،(قم:  انتشارات پارسایان، قم، ۱۳۷۹)،  ص ۷۱

۲۳. سیف، پیشین، ص ۳۵۲

۲۴. همان، ص ۳۵۴

۲۵. فتح الله شجری، یادگیری خلاق، (تهران، انجمن قلم ایران، ۱۳۷۷)، ص ۱۲۷

۲۶. همان، ص ۹۵

۲۷. همان، ص

عزت نفس، ضامن موفقیّت در پیشرفت تحصیلی

عزت نفس عبارت است از احترام به خود، خود ارزشمند دانستن یا تصویری که شخص از خودش دارد. a
مسأله عزت نفس و مقوله ارزیابی مثبت از خود از اساسی ترین عوامل در رشد مطلوب شخصیت کودکان و نوجوانان است.

 

عزت نفس عبارت است از احترام به خود، خود ارزشمند دانستن یا تصویری که شخص از خودش دارد. مسأله عزت نفس و مقوله ارزیابی مثبت از خود از اساسی ترین عوامل در رشد مطلوب شخصیت کودکان و نوجوانان است. مطالعات و پژوهش های متعدد نشان می دهند که کودکان و نوجوانانی که دارای احساس خودارزشمندی و عزت نفس قابل توجهی هستند، نسبت به همسالان خود در شرایط مشابه، پیشرفت تحصیلی و کارآمدی بیشتری از خود نشان می دهند. پرورش احساس خودارزشمندی و عزت نفس در کودکان و نوجوانان از مهمترین وظایف و رسالت های اولیا و مربیان است که در این ارتباط بیشترین نقش برعهده الگوهای رفتاری است.

یافته های تحقیقاتی پیرامون تأثیر عزت نفس بر پیشرفت تحصیلی

در یک تحقیق دانشگاهی با عنوان اثرات عزت نفس بر عملکرد دانش آموزان دختر و پسر سال اوّل تا سوم دبیرستان که در شهرستان اهواز صورت پذیرفته، اثرات عزت نفس بر عملکرد افراد بررسی شده است.

در این تحقیق از ۳۶۰ نفر دانش آموز دختر و پسر (کلاس اوّل تا سوم دبیرستان) که به طور تصادفی انتخاب شده بودند استفاده شد و سطح ۵ درصد به عنوان سطح معنی دار بودن، انتخاب شد.

یافته های تحقیق نشان داد که افزایش و کاهش عزت نفس دانش آموزان دختر و پسر، باعث افزایش و کاهش عملکرد آنها شده است. نتایج این تحقیق فرضیه های مطرح شده و یافته های تحقیقات قبلی را مورد تأیید قرار می دهند. همچنین در یک تحقیق که در شهرستان مشهد با هدف بررسی رابطه عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی نظام جدید انجام شد به این یافته رسید که میان عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه معناداری وجود دارد.

پژوهشگران در تحقیق های دیگری که در بررسی رابطه عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در شهرستان اهواز صورت گرفته است، پی برده اند که میان عزت نفس و عملکرد تحصیلی در دانش آموزان همبستگی مثبت وجود دارد یعنی میان دو متغیر، عزت نفس عامل مهمتر و بزرگتری است تا عملکرد تحصیلی و به عبارت دیگر عزت نفس عامل یا علّت اولیه برای عملکرد تحصیلی است.

 رهنمودهای کلی برای بالا بردن عزت نفس کودکان و نوجوانان

برای بالا بردن عزت نفس در دانش آموزان راه هایی وجود دارد که در اینجا به اختصار به چند مورد از آنها اشاره می شود.

ـ والدین به عنوان الگو و سرمشق خصوصاً قبل از ورود کودک به مدرسه می توانند از طریق چگونگی درگیری با مسائل زندگی نقش مهمی در عزت نفس کودکان خود داشته باشند.

ـ برای افزایش عزت نفس ضروری است اولیا و مربیان به تفاوت های فردی، ویژگی های رشدی، مهارت ها ، قابلیت ها، عواطف ، منش و استعدادهای کودک توجه جدی کنند.

ـ داشتن احساس اعتماد به فرزندان و سپردن برخی مسئولیت های منزل به او، کودک و یا نوجوان را در بهره گیری از استعدادها یاری می کند و عزت نفس او را افزایش می دهد.

ـ در شرایط آموزشی، بر فعالیت های دانش آموزان در یادگیری تأکید شود نه بر پیشرفت آنان.

ـ اگر مادر و پدر، رفتار پسندیده کودک را تقویت کنند و رفتار ناپسند او را مورد بی اعتنایی قرار دهند، به کودک کمک کرده اند تا بینش مثبتی در او نسبت به پیشرفت پیدا شود.

ـ به جای انتقاد، از تحسین استفاده کنید. بچه هایی که مورد انتقاد قرار می گیرند، همان برخورد را با خودشان خواهند داشت و در نهایت اشخاصی خواهند شد با عزت نفس پایین، تحسین، ابزار بسیار مهمی در طول فرآیند تربیت کودک است. والدین فکر می کنند اگر به طور دایم از کودکان خود انتقاد و اشتباه آنها را یادآوری کنند به آنها کمک می کنند، چرا که تصور آنها بر این است که کودکان با این تذکرات پرورش خواهند یافت، امّا از خودتان سؤال کنید آیا دوست دارید اشتباه های شما را بگویند؟ آیا اگر دایماً از شما انتقاد شود، پیشرفت خواهید کرد؟ واقعیت این است که ما از آنچه انجام می دهیم دفاع می کنیم و لذا اگر مورد انتقاد قرار بگیریم، کارمان را ادامه خواهیم داد و همین صفت یکدندگی که فطری است به ما اجازه نمی دهد که انتقاد را بپذیریم. در پس تمامی انتقادها این جمله قرار دارد: اگر فقط بیشتر شبیه من بودی و مثل من زندگی می کردی، بهتر از این بودی، امّا هیچ کس، حتی فرزند شما، دقیقاً خود شما نیست. پس بچه ها را به دلیل تلاشی که می کنند تحسین کنید، حتّی اگر ناموفق باشند، چرا آنها ریسک کرده اند. شرایطی فراهم کنید که فرزندانتان بدانند شما در کارهای آنها همراهشان هستید. به دنبال انتقاد از آنها نیستید. بدین ترتیب برای ساختن یک تصویر مثبت در کودکان گام مثبتی برداشته اید.

ـ نگذارید کودکان، خود را تحقیر کنند. هر وقت عبارات «من هیچ کاری نمی توانم انجام دهم.» «من نمی توانم دوچرخه سواری کنم» را از آنها شنیدید، در واقع به شما پیام داده می شود که عزت نفس آنها را بالا ببرید. در این مواقع نیازی به ارائه سخنرانی طولانی نیست. فقط باید آنها را با عبارات مثبت تشویق کنید. مثلاً «اگر از ذهنت استفاده کنی، همه کار می توانی انجام بدهی.» «اگر تلاش کنی می تونی آن مسأله ریاضی را حل کنی.» «اگر کمی دقّت کنی از عهده آزمون برمی آیی، بیا امتحان کنیم زود باش.»، «چرا فکر می کنی بلد نیستی؟ امتحان کن» پس از جملات ساده و مثبت تأکیدی که اعتماد به نفس کودک را بالا می برد استفاده کنید. اگر بچه ها این گونه جملات را مرتب بشنوند جملات مثبت تر را هم خواهند پذیرفت. هر وقت کسی در خانواده می گوید: من نمی توانم کاری را انجام دهم یکی دیگر از اعضای خانواده می گوید «موفقیت از می توانم ها به دست می آید نه از نمی توانم ها». این عبارت شعار ساده و کوتاهی است، امّا برای این که انسان بتواند یک کودک را برای انجام کاری به تلاش وادارد، بسیار کارآمد و مؤثر است.

ـ سعی کنید تأکید بر معیارهای ظاهری موفقیت را کم کنید. دویدن بی امان به دنبال پاداش، پول ، مقام و درجه، رتبه اوّل داشتن و اصولاً اهداف مادی یقیناً عزت نفس کودکان را پایین می آورد، یادمان باشد عزت نفس از نفس و از درون می آید نه از یافته ها و آنچه کسب می کنیم یا به دست می آوریم. وقتی کودک با این باور بزرگ می شود که فقط اگر نمرات خوبی بگیرد آدم شایسته ای است. اگر نمره متوسطی در کارنامه اش پیدا شود احساس حقارت خواهد کرد و بدیهی است که هر کودکی روزی در زندگی اش نمره ای متوسط یا پایین خواهد گرفت، شما نمی توانید همیشه نفر اوّل یا برنده یک مسابقه باشید، امّا همیشه می توانید خود را انسان شایسته و ارزشمندی بدانید.

عزّت نفس کودک حاصل ارزیابی ای است که او از خود دارد. او باید احساس یک فرد شایسته را داشته باشد. حتی اگر نمرات او کمتر از میزان انتظارش باشد یا این که در مسابقه ای مدال دلخواه خود را کسب نکند. به جای تقویت معیارهای ظاهری موفقیت در کودکان، باید در تمامی دوران زندگی، معیارهای درونی آنها را تقویت کرد. برای این کار چاره ای ندارید جز این که اهمیّت زیادی را که برای موفقیّت و رقابت قائل شده اید، کاهش دهید. به جای این که از کودکتان بپرسید، «معدل کارنامه ات چند شده است؟» سؤال کنید، «آیا از خودت راضی هستی؟» به جای این که بپرسید «آیا در آزمون زبان موفق شدی؟» سؤال کنید، «آیا فکر می کنی در زبان پیشرفت کرده ای؟» به جای اینکه بپرسید: «آیا برنده شدی؟» سؤال کنید «آیا از این که در مسابقه شرکت کردی و مهارت بیشتری کسب کردی، لذّت می بری؟»

کودکانی که می دانند بدون پاداش های ظاهری همچنان احترام به آنها حفظ می شود دایم در مسیر موفقیت هایی که دوست دارند باقی می مانند، امّا کودکانی که دایم به دنبال معیارهای ظاهری موفقیت می دوند، در مسیر مصرف داروهای آرام بخش، ابتلا به زخم معده و عزت نفس پایین قرار دارند. واقعیت خیلی ساده است هیچ کس نمی تواند همیشه در مقایسه با دیگران نفر اوّل باشد. امّا همه می توانند در نظر خود نفر اوّل باشند. به شرطی که ملاک، معیار درونی باشد. شرکت در یک مسابقه دو ۱۰ کیلومتر و اتمام مسابقه، می تواند برای فردی که به دنبال معیارهای درونی است، یک شاخص نمره اوّل باشد، امّا اگر شخصی به دنبال شاخص های ظاهری برای موفقیت باشد، حتماً باید مسابقه را ببرد تا احساس کند عزت نفس مثبتی دارد و در طول تاریخ بشر، هیچگاه یک نفر همیشه برنده مسابقه نبوده است.

ـ به کودکان بیاموزید با خود روراست و صادق باشند. کودکان هر بار که خود را فریب می دهند نظرشان در مورد خودشان تخریب می شود. کودکی که دچار خودفریبی می شود، دنیای بزرگی می سازد تا دیگران را نیز فریب دهد و در نهایت نظر دیگران را دلیل این دنیای خود ساخته می داند. برای این که از کودکانتان افراد صادقی بسازید باید از چنین جملاتی استفاده کنید: «اگر علت برنده نشدن تیم شما در مسابقه امروز، این بود که تیم رقیب بهتر بازی کرد، اهمیتی ندارد. همه آدم ها سرانجام روزی بازنده می شوند حتی اگر مسئولان هم کوتاهی کرده اند، نباید به دلیل این باخت آنها را سرزنش کنی» یا «اگر در درس فیزیک نمره خوبی نگرفته ای، به این علت است که در این درس ضعیف هستی. نه این که معلم شما معلم بدی است.

فکر می‌کنم به جای این که وقت زیادی صرف انتقاد از معلم خود کنی، باید بیشتر به درس فیزیک توجه کنی.» یا حتی اگر دیر هم به مدرسه برسی، باز هم بچه خوبی هستی، اما وظیفه شما این است که به موقع به مدرسه برسی، حتی اگر اتوبوس به موقع نیاید. کودکی که یاد بگیرد با خود روراست باشد، دارای عزت نفس خواهد بود و اگر شما همیشه برای صداقت و راستگویی ارزش قائل باشید، این امر قابل آموزش خواهد بود. به عنوان مثال: دروغ نگویید تا مجبور شوید فرزند خود را به دلیل همین کار سرزنش کنید. تمهیداتی بیندیشید تا همیشه شرایط برای گفتن حقیقت فراهم باشد و در عین حال کودک خود را به دلیل گفتن حرف راست تنبیه نکنید. دروغ گویی نشانه عزت نفس ضعیف است و نمی توان با گفتن دروغ شرایط خانه را برای گفتن حرف های راست فراهم کرد. اگر کودک شما یاد بگیرد برای این که نزد شما عزیز باشد نیازی به تظاهر ندارد، به او کمک کرده اید تا خود را با زندگی و نیز با دنیای درون خود هماهنگ کند.

ـ کودکی که مرتکب غفلتی می شود، انسان غافلی نیست، بلکه فقط عمل کرده است و این عمل به او فرصت رشد می دهد. کودکی که در درس ریاضی ضعیف است آدم کندذهنی نیست بلکه در این مرحله از زندگی، دانش ریاضی او در این سطح است. شما می توانید به کودک خود بیاموزید که از اشتباه های خود درس بگیرد و تا زمانی که می داند ارزش او ناشی از عملکرد او در یک کار خاص و در یک روز مشخص نیست هرگز نگرانی به خود راه ندهد. دقت کنید تا زمانی که وجود دارید ارزشمند هستید اگر خودتان چنین بگویید، نه کمتر، نه بیشتر، ارزشمندبودن براساس عملکرد نیست بلکه چیزی است که هر روز همراه شما است. لذا هر روز به کودکان خود به ویژه پس از این که مرتکب اشتباهی می شوند این نکته را یادآوری کنید که صرف نظر از عملکردشان، ارزشمند هستند. اگر می خواهید کودکان شما ارزیابی مثبتی از خود داشته باشند، همواره به آنها یادآوری کنید که «من فردی هستم که رفتارهایی دارم، امّا من رفتارهایم نیستم.»

ـ بچه ها دوست دارند احساس استقلال کنند تا عزت نفس بالایی داشته باشند و شما می توانید دست از ادعای مالکیت خود به کودکان بردارید و آنها را تشویق کنید تا به طور مستقل فکر کنند و در نتیجه عزت نفس آنها تقویت شود. گاهی از این سؤالات استفاده کنید: «به چه فکر می کنی؟» «در انتخابات به چه کسی رأی می دهی؟» «اوّل تو مسأله را حل کن بعد من راه حل را بررسی می کنم» یادتان باشد. استقلال عزت نفس را تقویت می کند. در حالی که وابستگی، عزت نفس را از بین می برد.

نتیجه گیری

عزت نفس (self-esteem) یعنی احترام و حرمتی که برای خود قائل هستیم. بهره مندی از عزت نفس علاوه بر آن که جزئی از سلامت روانی محسوب می شود، با پیشرفت تحصیلی نیز مرتبط است. محققان بسیاری دریافته اند که بین عزت نفس مثبت و نمرات بالا در مدارس رابطه وجود دارد. این ارتباط حتی زمانی که کودکان خودشان را به عنوان دانش آموزان ارزیابی می کنند بالاتر است که می توان آن را « عزت نفس تحصیلی» آنها نام برد. کودکانی که از عزت نفس بالایی برخوردارند، پیوسته نسبت به آنهایی که همان میزان توانایی را دارند امّا عزت نفس پایینی دارند عملکرد بهتری نشان می دهند.

آنها همچنین اهداف بالاتری برای خود تعیین کرده، نیاز کمتری به تأیید والدین از خود نشان داده، در برابر شکست کمتر تضعیف شده و دیدگاه واقع بینانه تری نسبت به توانایی های خود دارند. باید اذعان داشت اگر ما به خودمان ایمان داشته باشیم و خودمان را باور کنیم نه فقط می توانیم خود را تغییر دهیم و بهبود بخشیم بلکه می توانیم ایران را آباد کنیم و آن را مملکتی بسازیم متشکل از افراد فهمیده که نه فقط برای یکدیگر احترام قائل اند بلکه به خود نیز ارج می نهند.

منبع: سایت میگنا

آداب درس خواندن

به طور سنتی، زمان امتحانات مدارس که نزدیک می‌شود، همه به تکاپو می‌افتند! دانش‌آموزان به دنبال کامل کردن جزوه‌ها، مرور در درس‌های مانده، در Lesson in a school class. Isolated 3D image.صورت نیاز رفتن به کلاس‌های کمکی و… و والدین درصدد فراهم آوردن فضایی مناسب‌تر برای درس خواندن بچه‌ها. اما درس خواندن خود آداب و رسومی دارد . آداب و رسومی که باعث بالا رفتن کیفیت آن می‌شود و ضمناً، ضامن سلامتی نیز هست.

گرچه همه ما کمابیش با آنها آشناییم، اما یادآوری آن، آن هم از دید متخصصان، خالی از لطف نیست. فاصله چشم تا کتاب، قوس طبیعی کمر، دمای اتاق، سروصدا و… از مهم‌ترین مواردی است که در کار خواندن و نوشتن تأثیر دارد . مطلب حاضر این موارد را از دید پزشکان مورد بررسی قرار داده است .
دماسنج:
دمای ۲۰ درجه را بیشتر کارشناسان، مناسب‌ترین دما برای مطالعه می‌دانند .
ساعت:
پس از آنکه در مکان مطالعه قرار گرفتید، فوراً مطالعه را شروع کنید و به هیچ عنوان وقت را به بهانه انجام کارهای دیگر تلف نکنید .
لباس:
هنگام مطالعه لباس راحت بپوشید. لباسی که نه زیادی زبر باشد و نه زیادی نرم، نه بسیار گشاد و نه بسیار تنگ.
وضعیت بدن:
بهترین حالت برای مطالعه، حالت نشسته است و بعد از آن حالت ایستاده و بدترین حالت، حالت خوابیده یا درازکش است. مطالعه در حالت‌هایی نظیر درازکش روی شکم، به پشت خوابیدن، در حال راه رفتن، تکیه زدن به دیوار و امثال این‌ها به هیچ وجه توصیه نمی‌شود، چرا که مطالعه‌کننده در چنین موقعیت‌هایی به سختی می‌تواند تمرکز حواس خود را حفظ کند .
کمر:
هنگام مطالعه باید قوس طبیعی ستون فقرات حفظ شود. مطالعه در حالت خمیده به جلو، به ویژه برای یک مدت طولانی، با خطر ایجاد تغییر شکل در ستون فقرات و کمردرد همراه است. نگذارید خم شدن کمر به شکل عادت درآید .
پا:
بهترین وضعیت پاها به هنگام مطالعه، وضعیتی است که فشار کمتری روی عضلات پا وارد شود. به همین دلیل توصیه می‌شود که در وضعیت ایده‌آل مطالعه ( که همان وضعیت نشسته است)، ترجیحاً از یک صندلی راحت استفاده شود که پاهای مطالعه‌کننده روی آن راحت باشد و بتواند کمی هم به سمت جلو مایل شود. بهتر است در فواصل مطالعه که به چشمتان استراحت می‌دهید، وضع نشستن خود را تغییر دهید تا خون در پاهایتان حرکت داشته باشد. رعایت آداب و رسوم خواندن و نوشتن، کیفیت آنها را بالا می‌برد.استفاده همیشگی از چراغ مطالعه خوب نیست، زیرا نور موضعی چشم‌ها را خسته می‌کند .
صندلی:
از آنجا که فرایند یادگیری یک فرآیند شرطی است، هر کسی می‌تواند خودش را به محیط یا زمانی خاص عادت بدهد و به اصطلاح، خودش را شرطی کند . عادت‌های تمرکز هر شخص هم با اشخاص دیگر متفاوت است. صندلی می‌تواند یکی از همین عادت‌های تمرکزی باشد، به نحوی که هر وقت روی صندلی مخصوصتان نشستید، تمرکزتان برای مطالعه و یادگیری افزایش پیدا کند. اما یادتان باشد که صندلی تان نباید خیلی هم راحت باشد، چرا که صندلی‌های بسیار راحت باعث لمیدن، چرت زدن و احساس خواب آلودگی می‌شوند .
خودکار، کتاب و وسایل مورد نیاز: عادت کنید تمام آنچه را که برای مطالعه نیاز دارید، از ابتدا فراهم کنید و هر کار متفرقه‌ای که دارید قبل از مطالعه انجام دهید و پس از این که نشستید، فوراً شروع کنید به مطالعه .
تنفس:
در جایی که مطالعه می‌کنید، حتماً باید هوا به خوبی جریان داشته باشد و تنفس در آن محیط، راحت صورت گیرد .
چشم:
نور متوسط، برای مطالعه مناسب‌تر است. نور اطراف و قسمت‌هایی که در زاویه دید چشم‌ها هستند باید یکنواخت باشد. پس استفاده همیشگی از چراغ مطالعه خوب نیست، زیرا نوری که فقط روی کتاب می‌افتد، باعث خستگی چشم می‌شود. نور لامپ‌های مهتابی به خاطر اینکه نوسان دارد، برای مطالعه مناسب نیست. بهترین فاصله کتاب تا چشم نیز حداقل ۳۰ سانتیمتر است .
سر:
ممکن است حواس‌پرتی شما ناشی از گرسنگی و تشنگی شدید، بی‌خوابی، خستگی یا علل درونی دیگر باشد. در چنین موقعیتی هرگز مطالعه نکنید .
گوش:
محرک‌های محیطی از قبیل صدای رادیو، تلویزیون، تلفن و… باعث حواس‌پرتی می‌شوند. آنها را از موقعیت مطالعه خود حذف کنید. ذهن نمی‌تواند در یک آن بر دو موضوع تمرکز داشته باشد. گوش کردن به موسیقی همزمان با مطالعه یعنی حواس پرتی .

منبع: سایت خلاقیت